دادگاه هویدا؛ اعدام در راهروی زندان
28 اردیبهشت · · خواندن 6 دقیقه دادگاه امیرعباس هویدا در ۱۸ فروردین سال ۱۳۵۸ در سالن کوچکی در مدرسه رفاه برگزار شد. مردی که پیش از آن با پیپ، عصا و گل ارکیدهاش شناخته میشد، حالا با کاپشنی سیاه، شلواری قهوهای و رنگورویی پریده وارد دادگاه شده بود.
هویدا پیشتر به دستور شاه در زمان دولت ازهاری، به منظور فروکش کردن خشم انقلابی مردم دستگیر شده بود. او به عنوان مردی بزرگشدهی دمشق و بیروت، تحصیلکردهی اروپا و دارای روابط بینالمللی قوی، بارها فرصت خروج از کشور را داشت. حتی با خروج شاه از کشور، هویدا میتوانست مانند بسیاری از زندانیان سیاسی دیگر از زندان فرار کند؛ اما فکر میکرد اگر برود، دیگران گمان میکنند چیزی برای پنهان کردن دارد.
او گفته بود: "میمانم و در هر دادگاهی که لازم باشد، از کارهایم دفاع میکنم…"
در نهایت در روز یکشنبه 22 بهمن 57 خود را خودخواسته تسلیم انقلابیون کرد و حالا در آن دادگاه عادلانه ایستاده بود و منتظر نتیجه بود.
دادگاه هویدا
روند محاکمه امیرعباس هویدا، باسابقهترین نخستوزیر دوران پهلوی، پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ یکی از رویدادهای تاریخی مهم آن دوران به شمار میرود. محاکمه هویدا ابتدا در مدرسه رفاه و سپس در زندان قصر برگزار شد. ریاست دادگاه وی بر عهده صادق خلخالی بود که با اختیارات ویژه، رسیدگی به پرونده مقامات ارشد حکومت پیشین را در دست داشت.
در کیفرخواستی که علیه هویدا قرائت شد، اتهامات بسیار سنگینی مطرح گردید. مهمترین این اتهامات شامل «افساد فیالارض»، خیانت به ملت، همکاری مستقیم با ساواک در سرکوب مخالفان، واگذاری منابع ملی به بیگانگان، فساد، و مسئولیت در سیاستهای کلی و مخرب حکومت پهلوی بود. در جلسه محاکمه قاضی آمریکایی ها را اربابان هویدا خطاب کرد و وی در جواب گفت "اگر آمریکایی ها اربابان من بودند من الان اینجا چه میکردم"
فضای دادگاه کاملاً متأثر از التهاب و خشم انقلابی آن روزها بود. هویدا با وجود ظاهر خسته و رنگپریده، سعی میکرد آرامش خود را حفظ کند. دفاعیات او عمدتاً بر این محور استوار بود که در ساختار قدرت حکومت پهلوی، او تنها یک «هماهنگکننده» و «مجری» دستورات بوده و تصمیمگیرنده نهایی در تمامی امور خرد و کلان، شخص شاه بوده است. او اتهام خیانت را رد کرد و از دادگاه خواست تا به او فرصت بیشتری بدهند تا بتواند اسناد لازم برای دفاع از خود را جمعآوری کند و همچنین خاطراتش را بنویسد؛ اما این درخواستها مورد قبول قاضی قرار نگرفت.
در زمان برگزاری دادگاه هویدا، برای جلوگیری از هرگونه مداخله برای توقف محاکمه، ارتباطات زندان قطع شد؛ به دستور قاضی، تلفنها را داخل یخچال قرار داده و درِ آن را قفل کردند. همچنین هرگونه ورود و خروج به زندان کاملاً ممنوع شده بود.
در همان زمان، برادر مهدی بازرگان (نخستوزیر دولت موقت وقت) با در دست داشتن حُکم انتقال هویدا به زندان دادگستری، به زندان مراجعه کرده بود تا جلوی اجرای حکم را بگیرد. مهدی بازرگان تلاش زیادی میکرد تا از اعدام هویدا جلوگیری کند و حتی در این زمینه با امام خمینی نیز گفتوگو کرده بود؛ اما به دلیل قطع بودن ارتباطات و بسته بودن درهای زندان، این حکم به داخل راه نیافت و تلاشهای دولت موقت بینتیجه ماند و حکم اعدام هویدا در زمان استراحت بین دو دادگاه با شلیک گلوله از پشت سر حین راه رفتن اجرا شد
امیرعباس هویدا پیش از قدرت
امیرعباس هویدا در سال ۱۲۹۸ خورشیدی در تهران و در خانوادهای دیپلمات متولد شد. پدرش، حبیبالله عینالملک، از دیپلماتهای ارشد ایران بود و به همین واسطه، هویدا دوران کودکی و نوجوانی خود را در دمشق و بیروت گذراند و در مدارس فرانسویزبان این شهرها تحصیل کرد. او سپس برای ادامه تحصیلات به اروپا رفت و در بلژیک و فرانسه در رشته علوم سیاسی فارغالتحصیل شد. زندگی در خاورمیانه و اروپا، تسلط بر زبانهای فرانسوی، عربی و انگلیسی، و آشنایی نزدیک با فرهنگ و سیاست غرب، تأثیر عمیقی بر شخصیت هویدا گذاشت.
سیزده سال نخستوزیری امیرعباس هویدا (۱۳۴۳ تا ۱۳۵۶)
امیرعباس هویدا پس از ترور حسنعلی منصور در بهمن ۱۳۴۳، به مقام نخستوزیری رسید و تا مرداد ۱۳۵۶ در این سمت باقی ماند. این دوره ۱۳ ساله، طولانیترین دوره پیوسته نخستوزیری در تاریخ معاصر ایران به شمار میرود. مهمترین دلیل بقای طولانیمدت هویدا در قدرت، درک دقیق او از جایگاه خود در ساختار قدرت پهلوی و وفاداری مطلق به محمدرضا شاه بود. بزرگترین مشکل امیرعباس هویدا نیز علاقه شدید به صندلی قدرت و عدم مخالفت با تصمیم های اشتباه شاه بود.
دوران سیزده ساله نخستوزیری امیرعباس هویدا، مجموعهای از دستاوردهای توسعهای و ناکامیهای ساختاری و سیاسی بود. در ادامه، چکیدهای از مهمترین پیامدهای مثبت و منفی دوران صدارت او بر اساس ارزیابیهای تاریخی آورده شده است:
فعالیتها و پیامدهای مثبت:
- رشد اقتصادی و ثبات در دهه ۴۰: ایجاد یکی از درخشانترین دورههای رشد اقتصادی ایران با تورم بسیار پایین و ثبات قیمتها.
- توسعه صنعتی: پایهگذاری و گسترش صنایع مادر (مانند ذوبآهن اصفهان، ماشینسازی تبریز و پتروشیمیها) و حمایت از صنایع داخلی (مانند تولید خودروی پیکان و لوازم خانگی).
- گسترش زیرساختهای عمرانی: اجرای پروژههای بزرگ زیربنایی از جمله سدسازی، گسترش شبکههای برقرسانی، توسعه راههای ارتباطی و مدرنسازی شبکه مخابرات.
- توسعه آموزش و رفاه: افزایش چشمگیر تعداد مدارس و دانشگاهها، اجرای طرحهای رفاهی مانند تغذیه رایگان در مدارس، و گسترش بیمههای اجتماعی.
- ثبات مدیریتی: ایجاد ثبات در بدنه اجرایی دولت که امکان برنامهریزیهای بلندمدت (مانند برنامههای عمرانی چهارم و پنجم) را فراهم کرد.
فعالیتها و پیامدهای منفی:
- تضعیف نهادهای قانونی: تقلیل جایگاه نخستوزیر و هیئت دولت به مجری صرف اوامر شاه، و کاهش استقلال قوه مجریه و مجلس شورای ملی.
- بحران اقتصادی در دهه ۵۰: مدیریت نادرست درآمدهای سرشار نفتی و تزریق بیرویه آن به اقتصاد، که به «بیماری هلندی»، تورم شدید، کمبود مسکن و گلوگاههای زیرساختی (مثل ترافیک سنگین بنادر) انجامید.
- محدودیت آزادیهای سیاسی و سانسور: همراهی با فضای بسته سیاسی، سانسور گسترده مطبوعات و کتابها، و پذیرش سیستم تکحزبی (تأسیس حزب رستاخیز در سال ۱۳۵۳ و اجبار کارمندان دولت به عضویت در آن).
- بیتوجهی به کشاورزی و پیامدهای اجتماعی: تمرکز بیش از حد بر صنعت و نادیده گرفتن توسعه متوازن کشاورزی، که منجر به ورشکستگی اقتصاد روستایی، مهاجرت گسترده به شهرها و ایجاد پدیده حاشیهنشینی شد.
ساختار قدرت و نقش واقعی نخستوزیر در حکومت پهلوی دوم
در حکومت پهلوی دوم، بهویژه در دهه ۵۰، ساختار قدرت کاملاً فردمحور و متمرکز در دربار بود.محمدرضا شاه با اتکا به درآمدهای سرشار نفتی و قدرت نظامی، تصمیمگیرنده بلامنازع در سیاستگذاریهای کلان اقتصادی، نظامی، امنیتی و خارجی بود. در این ساختار، نقش هویدا از یک «سیاستمدار تصمیمگیرنده» به یک «مدیر ارشد اجرایی» یا هماهنگکننده تقلیل یافته بود. وظیفه اصلی او مدیریت بوروکراسی دولتی، اجرای دقیق دستورات شاه، هماهنگی میان وزارتخانهها و مدیریت فضای عمومی بود. هویدا با ادبیات خاص خود، پیپ، عصا و پیکانی که سوار میشد، سعی میکرد چهرهای مردمی و در دسترس از دولت بسازد، اما در واقعیت، ماشین دولت تنها مجری تصمیماتی بود که در کاخ نیاوران گرفته میشد.
هویدا در نگاه تاریخ
در بررسی جایگاه امیرعباس هویدا در تاریخ معاصر ایران، با تصویری چندوجهی روبهرو میشویم. برخی پژوهشگران او را مدیری تحصیلکرده و تکنوکرات میدانند که در دوران طولانی نخستوزیریاش، بهویژه در دهه ۴۰ خورشیدی، در پیشبرد برنامههای توسعه، رشد اقتصادی، گسترش صنایع و توسعه زیرساختها نقش داشت و به بهبود نسبی رفاه و آموزش کمک کرد.
در مقابل، منتقدان معتقدند که او بیش از آنکه سیاستگذاری مستقل باشد، مجری سیاستهای محمدرضا شاه بود. از نگاه آنان، هویدا با پذیرش این نقش و همراهی با ساختار قدرت، در محدود شدن آزادیهای سیاسی، سانسور و برخی مشکلات اقتصادی دهه ۵۰ نیز سهم داشت.
در نهایت تاریخ امیر عباس هویدا رو با پیپ، عصا و گل ارکیده به خاطر سپرده